زهکشی و آب بندی پروژه های گودبرداری به روش تاپ دان در ایران

در گودبرداریهای تاپداون، کنترل آب زیرزمینی با سیستمهای زهکشی موقت و دائم (از چاهکهای نقطهای و گالریهای ثقلی گرفته تا کانالهای مجهز به ژئوتکستایل، ژئودرین و دیمپلشیت) فشار هیدرواستاتیک را کاهش میدهد و از متورم شدن کف (Heave) و ناپایداری دیوارهها جلوگیری میکند. همزمان، آببندی بتن با روشهای داخلی (افزودنیهای Integral)، پوششهای سطحی (قیری، امولسیون پلیمری یا غشاهای ژئوممبرین) و نصب واتراستاپ در درزهای اجرایی، مسیر نفوذ رطوبت را مسدود کرده و مقاومت سازه در مقابل خوردگی و نشت آب را به شدت افزایش میدهد. این ترکیب فنی – اجرایی، همراه با پایدارسازی موقت شاتکریتی و شبکههای فولادی، تضمین میکند که پس از تکمیل سازه، فشار آب و رطوبت نه تنها مهار شود بلکه دوام و عمر مفید ساختمان تا حد امکان ارتقا یابد.
زهکشی
در زهکشی با استفاده از روشها، تجهیزات و مواد مختلف، آب زیرزمینی کنترل و هدایت میشود. سیستمهای زهکشی ساختمان بر حسب زمان به دو دسته موقت و دائمی تقسیم میشود. در حالت موقت، زهکشی برای هدف مشخص، در زمان معینی به عنوان مثال جهت فراهم کردن امکان گودبرداری، انجام شده و پس از حصول نتیجه، متوقف میشود. در حالت دائم، عملیات پمپاژ و یا هدایت آب زیرزمینی در تمام عمر مفید سازه، انجام میشود. بطور کلی زهکشی با دو روش حفر کانال و چاه زهکشی، استفاده از ژئوسینتتیکها و یا ترکیبی از هر دو انجام میشود.
۱- کانال و چاه زهکشی
کانالهای زهکش عمدتاً برای هدایت جریانهای آب در امتداد سطوح یا کف گود به کار میروند؛ در سیستمهای موقت، این کانالها ساختار سادهای دارند به دلیل عمر کوتاه، نیاز به محافظت پیچیدهای ندارند. اما در کانالهای دائمی، برای تضمین عملکرد طولانی مدت، از ترکیب مصالح دانهای (شن و ماسه)، لولههای سوراخدار و فیلترهای ژئوسنتتیک استفاده میشود تا جلوی رسوبگذاری گرفته شود. چاههای زهکش وظیفه جمعآوری آب از اعماق و مدیریت تراز ایستابی را بر عهده دارند. این چاهها که از طریق کولهای بتنی یا لولههای پلیاتیلن و فلزی محافظت میشوند، به دلیل ساختار عمودی و امکان دسترسی از سطح زمین، قابلیت نگهداری و پمپاژ بالایی دارند.
2- زهکشهای ژئوسنتتیک
این زهکشها انواع مختلفی دارند و بطور معمول دارای دوام بالا و راندمان مناسب با ابعاد کوچک بوده؛ ولی برای زهکشی در حجم محدود کاربرد دارند. این انواع عبارتند از:
ژئوتکستایل:
ژئوتکستایل بهدلیل ظرفیت زهکشی محدود، کمتر بهعنوان زهکش اصلی استفاده میشود و عمدتاً نقش فیلتر را دارد تا عبور آب را ممکن کرده و از جابجایی ریزدانهها جلوگیری کند، که این امر به کنترل رسوبگذاری در مصالح دانهای زهکش مانند شن و ماسه یا داخل لولههای زهکشی کمک میکند.
کارایی ژئوتکستایل به جنس و بافت آن بستگی دارد؛ الیاف ریز و تراکم بالاتر باعث فیلتراسیون بهتر میشوند، ولی در عین حال عبور آب را کند میکنند. بنابراین باید نوع مناسب را با توجه به شرایط و نیاز پروژه انتخاب کرد تا هم آب بتواند عبور کند و هم خاک ریزدانهها کنترل شوند.
ژئودرین:
ژئودرین با مجرای باز و نفوذپذیر، امکان زهکشی مؤثر آب را فراهم میکند. برای جلوگیری از ورود ذرات ریز و مسدود شدن کانال زهکشی، معمولاً یک یا دو لایه ژئوتکستایل به عنوان فیلتر به آن اضافه میشود که در این حالت به آن ژئودرین کامپوزیت گفته میشود.
دیمپل شیت (شانه تخممرغی):
ترکیب ورق دیمپلشیت با لایه ژئوتکستایل، سیستم زهکشی کارآمدی ایجاد میکند. این ورق نوعی ژئودرین است که علاوه بر زهکشی کف و دیوارهها، میتواند بهصورت موقت نفوذ آب را نیز کنترل کند.
آببندی
آببندی بتن برای افزایش دوام، محافظت در برابر عوامل خورنده و جلوگیری از نفوذ آب، به سه روش اصلی تقسیم میشود:
| روش اصلی آببندی | محل و نحوه عملکرد |
| آببندی داخلی بتن (Integral) | افزودنیها به مخلوط بتن اضافه شده و نفوذپذیری کل بتن را کاهش میدهند |
| آببندی سطحی بتن (Surface) | ایجاد پوشش محافظ روی سطح بتن (داخلی یا خارجی) |
| آببندی درزهای اجرایی | استفاده از واتراستاپ در نقاط ضعف بتن (درزهای سرد و انبساطی) |
۱- آببندی داخلی بتن (Integral Waterproofing)
این روش با افزودن مواد آببند (به شکل خمیری، پودری یا مایع) به مخلوط بتن یا سیمان، خواص بتن را از نظر نفوذپذیری بهبود میبخشد و مقاومت آن را در برابر عوامل خورنده مانند اسیدها افزایش میدهد. مایعات عموماً راحتتر ترکیب میشوند؛ پودرها به صورت خشک با سیمان مخلوط شده و خمیرها معمولاً در مقادیر کمتری مصرف میشوند.
۲- آببندی سطحی بتن (Surface Waterproofing)
آب میتواند از طریق منافذ و ترکها بتن عبور کند. آببندی سطحی در مواقعی استفاده میشود که امکان ساخت بتن کاملاً نفوذناپذیر (به دلایل اجرایی یا اقتصادی) وجود نداشته باشد.
الف) پوششدهندههای داخلی (Internal Coatings)
پوششدهندههای داخلی بتن، موادی هستند که روی سطح داخلی (وجه خشک) سازه بتنی که در معرض نفوذ آب است، اعمال میشوند. این روش به طور کلی به دو دسته اصلی تقسیم میشود که در مکانیزم عملکرد کاملاً متفاوت هستند:
- پوششهای سطحی لایهساز (Surface Barrier Coatings)
این مواد با ایجاد یک لایه فیزیکی روی سطح بتن، مانع از تماس مستقیم آب و نفوذ آن میشوند.
انواع متداول: پوششهای پایه سیمانی اصلاحشده، رنگهای اپوکسی/پلیمریک، امولسیونهای قیری (مخصوص سطوح داخلی). این روش برای آببندی در برابر فشار منفی آب (Negative Hydrostatic Pressure) مناسب نیست.
- مواد کریستالساز نفوذکننده (Crystalline Penetrating Materials)
این تکنولوژی، پیشرفتهترین روش آببندی داخلی است که از نظر عملکرد با پوششهای لایهساز کاملاً متفاوت است. این مواد حاوی ترکیبات شیمیایی فعال هستند که با آب و ترکیبات آهکی موجود در ساختار بتن واکنش میدهند. این واکنش منجر به تولید کریستالهای سوزنیشکل نامحلول در داخل منافذ، مویرگها و ترکهای ریز بتن میشود. این کریستالها ساختار بتن را از درون پر کرده و آن را به طور دائمی نفوذناپذیر میکنند، نه اینکه صرفاً سطح را بپوشانند.
مزایای کاربردی:
- مناسب برای فشار منفی آب
- قابلیت خودترمیمشوندگی: در صورت ایجاد ترکهای ریز جدید در بتن ، مواد فعال باقیمانده در بتن، با ورود مجدد آب، واکنش داده و کریستالهای بیشتری تولید میکنند و ترک را خودبهخود ترمیم میکنند.
ب) پوششدهندههای خارجی (External Coatings)
- این پوششها روی سطحی از بتن که در تماس با خاک یا آبهای زیرزمینی است (مثلاً در فونداسیون یا دیوارهای زیرزمین) استفاده میشوند:
- مواد قیر و قطران (سنتی): قدیمیترین روش، شامل قیر و گونی.
مزایا: اقتصادی و سهولت اجرا.
معایب: عمر مفید کم، مقاومت کششی پایین و کارایی ضعیف در برابر نشت آبهای زیرزمینی (توصیه نمیشود).
عایقهای پیشساخته (ایزوگام): ارتقاء یافته قیر و گونی، شامل قیر صنعتی با افزودنیهای پلیمری، لایههای تیشو و پلیاستر.
مزایا: دوام، مقاومت کششی و عمر مفید بیشتر نسبت به قیر و گونی.
معایب: همچنان برای آببندی در برابر نشت آبهای زیرزمینی با فشار بالا توصیه نمیشود.
پوششدهندههای ژئوسینتتیک (ژئوممبرین): غشاهای آببند نازک با نفوذپذیری بسیار کم.
مزایا: مقاومت عالی در برابر عوامل شیمیایی، جوی و محیطی؛ مقاومت کششی و انعطافپذیری مناسب در برابر نشستهای نامتقارن.
انواع پرکاربرد:
پلیمری (HDPE, PVC, VLDPE) و رسی (GCL – Geosynthetic Clay Liner)
HDPE دارای بیشترین مقاومت شیمیایی و پایداری در برابر UV است، اما به دلیل سختی بالا، اجرا در فضاهای محدود هندسه نامنظم را دشوار میکند. PVC بسیار انعطافپذیر و مناسب هندسههای پیچیده است، ولی در بلندمدت ممکن است بهعلت کاهش پلاستیسایزر دچار افت عملکرد شود. VLDPE گزینهای میانی با مقاومت شیمیایی مناسب و انعطافپذیری و جوشپذیری بالاتر است، و مقاومت کمتری در برابر UV دارد.
GCL لایهای از بنتونیت رسی (معمولاً سدیم بنتونیت) بین دو لایه ژئوتکستایل میباشد. بنتونیت با جذب آب (تا ۶۰۰%) متورم شده و سدی نفوذناپذیر ایجاد میکند. این متریال خاصیت خودترمیمشوندگی دارد.
3-آببندی درزهای اجرایی (استفاده از واتراستاپ)
درزهای اجرایی (درز سرد) و انبساطی، نقاط آسیبپذیر سازههای حجیم هستند و نشت آب از آنها اجتنابناپذیر است. واتراستاپها در داخل این درزها قرار میگیرند تا مسیر نفوذ آب را مسدود کنند.
واتراستاپ PVC: نوارهای پلیمری دارای آج (جهت افزایش چسبندگی و طول مسیر نفوذ آب) که در بتنریزی قرار میگیرند. در درزهای اجرایی و انبساطی استفاده میشود.
واتراستاپ هیدروفیلیک: تولید شده از پلیمرهای لاستیکی که در تماس با آب متورم شده و حجم میگیرند (افزایش حجم تا ۴۰۰-۸۰۰ درصد)، به این ترتیب فضای درز را کاملاً آببند میکنند. عمدتاً در درزهای اجرایی (سرد) کاربرد دارد.
زهکشی و آببندی در پرژوه تاپ دان
روش ساخت و ساز تاپداون چالشهای منحصربهفردی را در زمینه کنترل آب زیرزمینی (زهکشی) و آببندی در گودبرداریهای عمیق، بهویژه در محیطهای با سطح آب بالا، مطرح میسازد. هدف اصلی زهکشی در روش تاپدان، کنترل فشار آب منفذی و حفظ سطح آب زیرزمینی در تراز پایینتر از سطح خاکبرداری است تا از پایداری کف گود اطمینان حاصل شود و از پدیده Heave (متورم شدن و بالا آمدن کف) جلوگیری گردد؛ لذا سیستم زهکشی باید تا زمان اجرای کامل سازه نهایی و کسب مقاومت کافی برای تحمل نیروی شناوری به صورت فعال حفظ شود.
زهکشی
در سراسر دنیا برای حفاریهای کم عمق، از سیستم چاهکهای نقطهای (Wellpoint) استفاده میکنند. این سیستم شامل نصب تعدادی مینی چاه در اطراف منطقهای است که نیاز به کاهش سطح آب زیرزمینی دارد و شامل یک پمپ، لولههای مکش و چاهکهای مجهز به فیلتر است تا از ورود ذرات ریز خاک به داخل جریان جلوگیری شود. در عمل، ظرفیت مکش عمقی محدود بوده و حداکثر تا حدود 7 متر کارایی دارد؛ بنابراین در گودهای عمیقتر از حدود ۴ متر، لازم است چاهکها در چند تراز مختلف نصب شوند تا افت سطح آب بهطور مؤثر کنترل گردد. این سیستم اغلب در خاک های شنی کاربرد دارد و در زمینهای درشتدانه یا سنگی با هدایت هیدرولیکی بالا، نتایج خوبی نمیدهد و قادر به کنترل سطح آب زیرزمینی نیست. این سیستم زهکشی با ایجاد یک مخروط فرونشست (cone of depression) در سفره آب زیرزمینی کار میکند.
سیستم زهکشی در گودبرداریهای عمیق، بهویژه در ترازهای زیر سطح ایستابی، ترکیب چاه، گالری و پمپاژ متمرکز تحت عنوان “سیستم زهکشی ثقلی با استفاده از گالریهای تخلیه”شناخته میشود. در گودبرداریهای عمیق، فشار هیدرواستاتیک آب میتواند باعث ناپایداری دیوارهها، تورم کف گود و کاهش ظرفیت باربری خاک شود. زمانی که دبی آب ورودی بالا باشد یا نفوذپذیری لایههای خاک متفاوت باشد، صرفاً حفر چاههای پراکنده کافی نیست. در اینجا از ترکیب چاههای عمودی و گالریهای افقی استفاده میشود.
اجزای اصلی سیستم زهکشی
الف) چاههای زهکش (Vertical Wells)
این چاهها در فواصل مشخص در اطراف یا داخل محدوده گودبرداری حفر میشوند. وظیفه آنها قطع کردن مسیر جریان آب زیرزمینی و هدایت آن به اعماق پایینتر است. عمق چاهها معمولاً ۵ تا ۱۰ متر پایینتر از تراز فونداسیون نهایی است.
ب) گالری زهکش (Horizontal Gallery)
گالری یک تونل با مقطع کوچک است (حدود 120 در 80 سانتی متر) که زیر تراز فونداسیون حفر میشود. این گالری نقش “کلکتور” یا جمعکننده اصلی را ایفا میکند. تمام چاههای زهکش عمودی به این گالری متصل میشوند. آب به صورت ثقلی از چاهها وارد گالری شده و در شیب ملایم گالری به سمت چاه اصلی حرکت میکند.
ج) چاه اصلی و ایستگاه پمپاژ (Main Sump & Pumping Station)
پایینترین نقطه سیستم که گالریها به آن ختم میشود. در این چاه، پمپ با دبی مناسب قرار داده میشوند تا آب جمعآوری شده را به سطح زمین و شبکه فاضلاب شهری یا مسیلها منتقل کنند.
حفر گالری و پمپاژ متمرکز، یک مخروط افت وسیع ایجاد میکند و ممکن است باعث افزایش تنش موثر و در نتیجه نشست ساختمانهای مجاور شود.
آببندی
روش ساخت و ساز تاپ دان جهانی اغلب از دیوارهای دیافراگمی به عنوان دیوارهای دائمی استفاده میکند (مانند دیوارهای دوغابی یا شمعهای سگمنتال). در روش تاپ دان ایرانی آببندی از بالا به پایین همزمان با خاکبرداری و ساخت مرحله دیوار حائل یا برشی انجام میشود. اجرای صحیح آببندی در نقاط اتصال دالهای کف به دیوارههای حائل، تضمینکننده آببندی کلی زیرزمین خواهد بود. مراحل این اجرا در ادامه توضیح داده شده است.
نصب لایه زهکش اولیه (Geodrain)
در اولین مرحله پس از خاکبرداری هر پارت، جهت هدایت جریانهای نشتی و کاهش فشار هیدرواستاتیک پشت دیواره، از یک لایه ژئوکامپوزیت زهکش (ژئودرین) استفاده میشود. این لایه که ترکیبی از هسته مشبک پلیاتیلنی و پوشش فیلتر ژئوتکستایل است، وظیفه انتقال رطوبت و آب به ترازهای پایینتر را بر عهده دارد.
پایدارسازی موقت (شاتکریت و شبکه تسلیح)
پس از نصب لایههای زهکش با فواصل همپوشانی استاندارد (حدودا 3 تا 4 متر)، شبکه تسلیح فولادی نصب شده و سپس عملیات بتنپاشی انجام میپذیرد. این لایه علاوه بر نقش سازهای در پایدارسازی موقت، بستری صلب و یکنواخت برای اجرای لایههای نهایی آببندی فراهم میکند.
اجرای لایه ایزولاسیون ثانویه
پس از تکمیل گیرش و خشک شدن کامل شاتکریت، سیستم جامع آببندی و زهکشی اجرا میگردد. این لایهبندی شامل یک لایه ژئوتکستایل جهت محافظت فیزیکی، صفحات دیمپل شیت (شانه تخم مرغی) جهت هدایت آب، ورق ژئوممبران به عنوان عایق نهایی و در نهایت یک لایه ژئوتکستایل ثانویه جهت محافظت در برابر آسیبهای ناشی از بتنریزی سازه اصلی است. این لایهها جهت اتصال معمولاً ۱۰ تا ۲۰ سانتیمتر روی هم (Overlap) قرار میگیرند.
ملاحظات اتصال و تثبیت
جهت تثبیت لایههای آببندی به دیواره، الزامی است از میخهای فولادی مجهز به واشرهای آببند استفاده شود. این واشرها مانع از خروج آب از محل سوراخکاری شده و یکپارچگی سیستم ایزولاسیون را حفظ میکنند.
اجرای دیوار سازهای و سیستم جمعآوری نهایی
در نهایت، دیوار حائل یا برشی سازهای در مقابل لایههای فوق اجرا میگردد. در پایینترین تراز گودبرداری (کف گود)، کلیه زهآبهای هدایت شده توسط لایههای ژئودرین، در یک کانال زهکش جمعآوری و به سمت چاله (Sump Pit) جهت پمپاژ هدایت میشوند.
لایهبندی و جزئیات اجرایی سیستم فوق، بر اساس پارامترهای کلیدی از جمله دبی آب زیرزمینی، تراز ایستابی و نوع خاک (نفوذپذیری) تعیین میگردد. همچنین، فاکتورهایی نظیر درجه اهمیت سازه و ماهیت زهکشی (موقت در حین ساخت یا دائم در طول بهرهبرداری) بر انتخاب ضخامت و نوع ژئوسنتتیکها تاثیر مستقیم دارند.
بهرهگیری از بتن آببند در احداث دیوارهای حائل، راهکاری مؤثر جهت ارتقای ضریب اطمینان سازه است. احراز کارایی این سیستم مستلزم انجام آزمایشهای استاندارد جهت کنترل عمق نفوذ آب و حصول اطمینان از پیوستگی غشای بتنی در نقاط حساس نظیر درزهای اجرایی میباشد.
En
Ar















دیدگاهتان را بنویسید