انجماد مصنوعی خاک (AGF)؛ فناوری پایدارسازی زمین و کنترل آب زیرزمینی در حفاریهای زیرزمینی

حفاری در زمینهای سست و اشباع، بهویژه در زیر سطح آب زیرزمینی، از چالشهای مهم مهندسی ژئوتکنیک است. در چنین شرایطی، ورود آب و ذرات خاک به محدوده حفاری میتواند موجب ناپایداری جبهه کار، کاهش مقاومت موضعی زمین، ایجاد حفره و نشست سطح زمین شود. این مسائل در پروژههای تونلسازی، ساخت ایستگاههای مترو و اجرای شفتهای زیرزمینی اهمیت بیشتری دارند؛ زیرا تغییرشکلهای کنترلنشده ممکن است ایمنی عملیات و عملکرد سازههای مجاور را تحت تأثیر قرار دهند.
برای کنترل این شرایط، روشهایی مانند تزریق دوغاب، جت گروتینگ، اجرای دیوارههای آببند و زهکشی کنترلشده به کار میروند. بااینحال، بسته به نوع خاک، شدت جریان آب زیرزمینی، هندسه حفاری و محدودیتهای اجرایی، ممکن است هیچیک از این روشها بهتنهایی پاسخگوی نیاز پروژه نباشند. در چنین مواردی، انجماد مصنوعی زمین (Artificial Ground Freezing) میتواند بهعنوان یک راهکار موقت برای افزایش مقاومت خاک و محدودکردن جریان آب بررسی شود.
در این روش، با استخراج گرما از زمین و منجمدکردن آب موجود در منافذ خاک، تودهای منجمد در اطراف محدوده حفاری ایجاد میشود. این توده در صورت برخورداری از مقاومت، ضخامت و پیوستگی کافی، میتواند نقش یک عنصر پایدارکننده و مانع موقت در برابر نفوذ آب را ایفا کند.
یکی از ویژگیهای مهم AGF آن است که خواص خاک را بهصورت موقت و از طریق کاهش دما تغییر میدهد، بدون آنکه الزاماً به تزریق مصالح پایدارکننده در توده خاک نیاز باشد. بااینحال، مصرف انرژی، زمان موردنیاز برای تشکیل توده منجمد و احتمال تغییرشکلهای ناشی از انجماد و ذوب، از عواملی هستند که باید در طراحی و انتخاب این روش مورد توجه قرار گیرند.
مبانی عملکرد و سازوکار ژئوتکنیکی انجماد مصنوعی خاک
انتقال حرارت و تشکیل توده منجمد
اساس عملکرد AGF بر استخراج گرما از خاک و آب منفذی استوار است. برای این منظور، لولههای انجماد در آرایشی مشخص پیرامون فضای حفاری نصب میشوند و سیال سرد از داخل آنها عبور میکند. گرمای زمین به سیال منتقل میشود و در نتیجه، دمای خاک اطراف لولهها بهتدریج کاهش مییابد.
در مراحل اولیه، نواحی منجمد بهصورت موضعی در اطراف لولهها شکل میگیرند. با ادامه سرمایش، این نواحی گسترش مییابند و در صورت مناسببودن فاصله لولهها و شرایط حرارتی، به یکدیگر متصل میشوند. تشکیل یک توده منجمد پیوسته اهمیت اساسی دارد؛ زیرا وجود نواحی منجمدنشده میتواند مسیرهایی برای عبور آب ایجاد کند یا موجب کاهش مقاومت موضعی توده شود.
سرعت پیشروی جبهه انجماد به عواملی مانند دمای سیال، فاصله لولهها، نوع و رطوبت خاک، گرمای نهان انجماد و ظرفیت سامانه سرمایش وابسته است. علاوه بر این، جریان آب زیرزمینی میتواند با انتقال جابهجایی گرما، فرایند انجماد را کند کند. بنابراین، تحلیل حرارتی و شناخت شرایط هیدروژئولوژیکی باید در کنار طراحی ژئوتکنیکی انجام شوند.

شکل1- تصویر شماتیک از تشکیل توده منجمد اطراف تونل

شکل2- کاربرد انجماد مصنوعی خاک در حفاری تونلها
تغییر فاز آب منفذی و تأثیر آن بر رفتار خاک
با کاهش دما، بخشی از آب موجود در منافذ خاک به یخ تبدیل میشود. حضور یخ در فضای منفذی، رفتار مکانیکی توده خاک را تغییر میدهد و میتواند پیوندهای مقاومتری میان ذرات ایجاد کند. بااینحال، آب منفذی الزاماً در دمای دقیق صفر درجه سانتیگراد منجمد نمیشود. شوری آب، اندازه منافذ، فشار و ویژگیهای سطحی خاک بر دمای آغاز انجماد و میزان آب منجمدشده اثر میگذارند.
همچنین، رشد بلورهای یخ و انتقال رطوبت به سمت جبهه انجماد ممکن است در برخی خاکها باعث افزایش حجم موضعی و بالاآمدگی زمین شود. این پدیده که با عنوان بالاآمدگی ناشی از یخزدگی (Frost Heave) شناخته میشود، به عواملی مانند دانهبندی خاک، قابلیت تأمین آب و شرایط زهکشی وابسته است. بنابراین، وقوع و شدت آن را نمیتوان برای تمام خاکها یکسان در نظر گرفت.
افزایش مقاومت و سختی خاک
یکی از مهمترین نتایج انجماد، افزایش مقاومت و سختی توده خاک است. یخ موجود در منافذ میتواند مانند یک عامل پیونددهنده میان ذرات عمل کند و مقاومت برشی خاک را افزایش دهد. این تغییر در رفتار مکانیکی، امکان حفاری در شرایطی را فراهم میکند که خاک طبیعی بهتنهایی توانایی کافی برای حفظ پایداری فضای زیرزمینی ندارد.
بااینحال، خواص مکانیکی خاک منجمد به دما، نوع خاک، میزان یخ، سرعت بارگذاری و مدت بارگذاری وابسته است. به همین دلیل، پارامترهای مقاومتی مورد استفاده در طراحی باید متناسب با شرایط واقعی پروژه تعیین شوند و نباید صرفاً بر اساس مقادیر عمومی یا دادههای مربوط به خاکهای دیگر انتخاب شوند.
کاهش نفوذپذیری و کنترل آب زیرزمینی
انجماد آب منفذی، مسیرهای پیوسته جریان آب را در بخش منجمدشده محدود میکند. در نتیجه، توده منجمد میتواند نقش یک مانع هیدرولیکی موقت را ایفا کند و از ورود آب به محدوده حفاری جلوگیری کند یا آن را به میزان قابلتوجهی کاهش دهد.
عملکرد این مانع به پیوستگی توده منجمد وابسته است. نقاط گرم، نواحی با انجماد ناکافی و اثر جریان آب زیرزمینی ممکن است مسیرهای بالقوه نشت ایجاد کنند. بنابراین، ارزیابی عملکرد سامانه باید بر پایه مجموعهای از اطلاعات حرارتی، شرایط هیدرولیکی و معیارهای طراحی انجام شود. رسیدن دمای یک حسگر به مقدار هدف، بهتنهایی برای اثبات پیوستگی کامل دیواره منجمد کافی نیست.
روش انجماد خاک چیست؟ (Ground Freezing) برای اطلاعات بیشتر روی لینک کلیک کنید.
روشهای اصلی انجماد مصنوعی زمین
دو روش متداول برای ایجاد توده منجمد، استفاده از آبنمک سرد در مدار بسته و استفاده از نیتروژن مایع است. تفاوت این روشها عمدتاً به سازوکار انتقال حرارت، سرعت سرمایش، نحوه مصرف سیال و هزینههای اجرایی مربوط میشود.
- انجماد با آبنمک در مدار بسته (Brine Freezing)
در این روش، محلول آبنمک سرد در یک مدار بسته از لولههای انجماد عبور میکند. سیال پس از جذب گرما از زمین به واحد سرمایش بازمیگردد، دوباره سرد میشود و وارد مدار میگردد. این چرخه تا زمانی ادامه مییابد که توده منجمد به شرایط موردنیاز طراحی برسد و در صورت لزوم، در طول حفاری حفظ شود.
مزیت اصلی این روش، امکان بازچرخانی سیال و کنترل پیوسته فرایند سرمایش است. ازاینرو، در پروژههایی که به نگهداری توده منجمد برای مدت نسبتاً طولانی نیاز دارند، میتواند گزینه مناسبی باشد. در مقابل، تشکیل توده منجمد ممکن است زمانبر باشد و به تجهیزات سرمایشی، پمپها و انرژی قابلتوجهی نیاز داشته باشد.
- انجماد با نیتروژن مایع (Liquid Nitrogen Freezing)
در روش نیتروژن مایع، سیال سرمایشی با دمای بسیار پایین وارد سامانه میشود و پس از جذب گرمای زمین تبخیر میگردد. این روش میتواند سرعت بالایی در استخراج گرما داشته باشد و در پروژههایی که محدودیت زمانی جدی وجود دارد، مورد توجه قرار گیرد.
بااینحال، نیتروژن معمولاً بهصورت مصرفی و یکگذره استفاده میشود و برخلاف آبنمک، بهطور معمول در یک مدار بسته بازچرخانی نمیشود. بنابراین، هزینه تأمین و حملونقل نیتروژن، ظرفیت موردنیاز و الزامات ایمنی باید در انتخاب این روش لحاظ شوند.

شکل3- مقایسه دو روش اصلی انجماد مصنوعی: آب نمک در مداربسته و نیتروژن مایع
مقایسه دو روش
معیار | آبنمک در مدار بسته | نیتروژن مایع |
سازوکار | گردش سیال سرد و بازگشت به واحد سرمایش | جذب گرما و تبخیر سیال سرمایشی |
| سرعت سرمایش | معمولاً تدریجیتر | معمولاً سریعتر |
الگوی مصرف سیال | بازچرخانی در مدار بسته | معمولاً مصرفی و یکگذره |
| مزیت اصلی | کنترل و نگهداری سرمایش در طول زمان | سرعت بالای سرمایش |
محدودیت اصلی | زمان تشکیل توده و مصرف انرژی | هزینه تأمین و حمل نیتروژن |
| ملاحظه اجرایی | نیاز به واحد سرمایش و گردش سیال | نیاز به تأمین مستمر سیال و رعایت الزامات ایمنی |
انتخاب روش مناسب باید با توجه به زمان در دسترس، مدت نگهداری توده منجمد، شرایط زمین، امکانات اجرایی و هزینه کل پروژه انجام شود. سرعت بالاتر سرمایش بهتنهایی به معنای مناسبتر بودن یک روش در همه شرایط نیست.
اجزای اصلی سامانه انجماد مصنوعی
- لولههای انجماد
لولههای انجماد مسیر انتقال سیال سرد به زمین هستند و معمولاً بر اساس هندسه فضای حفاری، عمق موردنیاز و ضخامت توده منجمد طراحی میشوند. فاصله و آرایش لولهها باید بهگونهای انتخاب شود که نواحی منجمدشده در زمان پیشبینیشده به یکدیگر برسند. کنترل عمق، راستا و سلامت لولهها نیز برای جلوگیری از ایجاد نواحی ضعیف اهمیت دارد.

شکل4- تجهیزات و لولههای انجماد
- واحد سرمایش و تجهیزات گردش سیال
در سامانه آبنمک، واحد سرمایش، پمپها، مخازن، خطوط رفتوبرگشت و تجهیزات کنترل دما و دبی، اجزای اصلی سامانه را تشکیل میدهند. ظرفیت تجهیزات باید متناسب با بار حرارتی زمین و برنامه زمانی پروژه تعیین شود. در سامانه نیتروژن مایع نیز تجهیزات ذخیرهسازی و انتقال نیتروژن و کنترل ایمن جریان آن اهمیت ویژهای دارند.
- ابزار دقیق و پایش عملکرد
پایش دمای زمین در نقاط منتخب، ثبت دما و دبی سیال و بررسی عملکرد تجهیزات برای ارزیابی پیشرفت انجماد ضروری است. در پروژههای حساس، اندازهگیری تغییرشکل سطح زمین و سازههای مجاور نیز میتواند بخشی از برنامه پایش باشد. دادههای ابزار دقیق باید در کنار نتایج تحلیل حرارتی و معیارهای طراحی تفسیر شوند تا نواحی با انجماد ناکافی یا رفتار غیرمنتظره شناسایی شوند.
- معیارهای آمادگی برای حفاری
آغاز حفاری باید بر اساس معیارهای مشخص و از پیش تعریفشده انجام شود. این معیارها ممکن است شامل دمای هدف در نقاط کنترل، ضخامت توده منجمد، شواهد پیوستگی، مقاومت موردنیاز و پایداری شرایط سرمایش باشند. معیارهای دقیق برای همه پروژهها یکسان نیستند و باید متناسب با هندسه حفاری، فشار آب، شرایط زمین و الزامات ایمنی تعیین شوند.
مراحل طراحی و اجرای انجماد مصنوعی
فرایند اجرای AGF باید بر اساس هماهنگی میان مطالعات زمین، طراحی حرارتی، الزامات پایداری و برنامه حفاری انجام شود. مراحل اصلی عبارتاند از:
1. مطالعات ژئوتکنیکی و هیدروژئولوژیکی: تعیین لایهبندی، نوع خاک، رطوبت، سطح آب زیرزمینی و شرایط جریان آب.
۲. تعیین هندسه توده منجمد: مشخصکردن شکل، ضخامت و محدوده توده منجمد بر اساس ابعاد حفاری، بارهای وارد بر زمین و فشار آب.
۳. طراحی لولهها و سامانه سرمایش: تعیین آرایش و فاصله لولهها، دمای سیال، ظرفیت تجهیزات و زمان موردنیاز برای تشکیل توده منجمد.
۴. نصب و راهاندازی: اجرای گمانهها، نصب لولهها، کنترل سلامت مدار و آغاز سرمایش.
۵. پایش تشکیل توده منجمد: بررسی روند تغییر دما و عملکرد تجهیزات و ارزیابی احتمال وجود نواحی با انجماد ناکافی.
6. حفاری و حفظ شرایط سرمایش: انجام عملیات حفاری همراه با پایش توده منجمد و تغییرشکلهای احتمالی زمین.
7. توقف سرمایش و مدیریت ذوب: پس از رفع نیاز به پایدارسازی موقت، سرمایش بهصورت کنترلشده متوقف میشود و رفتار زمین در دوره ذوب نیز بررسی میشود.
برنامه توقف سرمایش باید از مرحله طراحی مورد توجه قرار گیرد؛ زیرا ذوب یخ میتواند مقاومت و سختی توده را کاهش دهد و در برخی شرایط موجب نشست زمین (Thaw Settlement) شود. میزان این نشست به ویژگیهای خاک، شرایط زهکشی و تاریخچه تنش وابسته است.

شکل5- مراحل اصلی اجرای انجماد مصنوعی خاک
AGF در پروژههایی مورد توجه قرار میگیرد که کنترل موقت پایداری زمین و جریان آب زیرزمینی اهمیت ویژهای دارد.
- تونلها و ایستگاههای مترو: برای عبور از لایههای سست و آبدار یا اجرای فضاهای اتصال و مقاطع زیرزمینی موضعی.
- شفتها و چاهکها: برای افزایش پایداری دیوارهها و محدودکردن ورود آب به محدوده حفاری.
- حفاری در زمینهای اشباع: در شرایطی که کنترل آب با روشهای معمول دشوار است یا به یک مانع موقت نیاز وجود دارد.
- پروژههای مجاور سازههای حساس: مشروط به آنکه تغییرشکلهای احتمالی ناشی از انجماد و ذوب قابل ارزیابی و کنترل باشند.
با وجود این کاربردها، AGF راهکاری عمومی برای تمام شرایط زمین نیست. جریان شدید آب زیرزمینی ممکن است فرایند انجماد را کند کند و در بعضی خاکها نیز انجماد یا ذوب میتواند تغییرشکلهایی ایجاد کند. به همین دلیل، انتخاب این روش باید بر پایه بررسی دقیق شرایط پروژه انجام شود.
مطالعات موردی
- تونل خدماتی ایستگاه Toledo در متروی ناپل
Russo و همکاران (۲۰۱۵) کاربرد انجماد مصنوعی را برای حفاری یک تونل خدماتی در ایستگاه Toledo متروی ناپل بررسی کردند. این پروژه در شرایط زمینشناسی پیچیدهای اجرا شد که حضور ماسه سیلتی و توف زرد و قرارگیری بخشی از محدوده حفاری زیر سطح آب زیرزمینی، کنترل پایداری زمین و ورود آب را به مسئلهای مهم تبدیل میکرد.
در این پژوهش، اندازهگیریهای میدانی و تحلیل معکوس برای بررسی رفتار زمین و تغییرشکلهای مرتبط با انجماد و ذوب به کار گرفته شدند. اهمیت این مطالعه در آن است که عملکرد AGF را صرفاً از منظر ایجاد توده منجمد بررسی نمیکند، بلکه تغییرشکلهای زمین در طول چرخه حرارتی را نیز مورد توجه قرار میدهد.
از دیدگاه مهندسی، این موضوع نشان میدهد که طراحی سامانه انجماد باید علاوه بر تأمین مقاومت و کنترل آب، اثرات حرارتی و مکانیکی آن بر محیط اطراف را نیز در نظر بگیرد.
- عبور تونل از لایههای آبدار در متروی نانجینگ
Hu و همکاران (۲۰۱۸) کاربرد انجماد مصنوعی را در بخشی از خط ۲ متروی نانجینگ بررسی کردند. در این پروژه، تونل کمعمق از لایههای آبدار عبور میکرد و ورود آب و ماسه به محدوده حفاری، شرایط اجرای ایمن را دشوار کرده بود.
بر اساس گزارش مطالعه، پس از حدود ۴۰ روز سرمایش فعال، دمای زمین به الزامات طراحی رسید. این مدت به شرایط خاص همان پروژه مربوط است و نباید بهعنوان زمان استاندارد برای انجماد مصنوعی در سایر پروژهها در نظر گرفته شود.
این تجربه نشان میدهد که در زمینهای آبدار، طراحی سامانه باید با توجه به شرایط هیدرولیکی و انتقال حرارت انجام شود. زمان موردنیاز برای رسیدن به شرایط طراحی نیز باید بر اساس ویژگیهای محلی زمین و عملکرد واقعی سامانه ارزیابی شود.
جمعبندی مهندسی مطالعات موردی
دو مطالعه فوق، دو جنبه مکمل از کاربرد AGF را برجسته میکنند: مطالعه ناپل بر اهمیت ارزیابی تغییرشکلهای زمین در مراحل انجماد و ذوب تأکید دارد، درحالیکه تجربه نانجینگ ضرورت توجه به شرایط آبدار و زمان موردنیاز برای رسیدن به شرایط حرارتی طراحی را نشان میدهد.
در هر دو مورد، نتیجهگیری اصلی این است که عملکرد موفق انجماد مصنوعی به طراحی متناسب با شرایط پروژه، پایش دقیق و ارزیابی همزمان رفتار حرارتی، مکانیکی و هیدرولیکی زمین وابسته است.
چالشها و محدودیتهای اجرایی
- مصرف انرژی و هزینه
تشکیل و حفظ توده منجمد میتواند به انرژی قابلتوجهی نیاز داشته باشد. هزینه واحد سرمایش، تجهیزات گردش سیال، پایش و مدت بهرهبرداری باید در برآورد اقتصادی لحاظ شوند. در روش نیتروژن مایع، هزینه تأمین و حمل سیال نیز اهمیت دارد.
- زمان موردنیاز برای تشکیل توده منجمد
رسیدن به ضخامت و پیوستگی موردنیاز ممکن است زمانبر باشد. این مدت به نوع خاک، فاصله لولهها، شرایط جریان آب زیرزمینی و ظرفیت سرمایش وابسته است. بنابراین، برنامه زمانی پروژه باید بر اساس تحلیل طراحی و دادههای پایش تنظیم شود.
- تغییرشکل ناشی از انجماد و ذوب
بالاآمدگی ناشی از یخزدگی و نشست پس از ذوب، از پیامدهای بالقوهای هستند که در برخی شرایط رخ میدهند. شدت این پدیدهها به نوع خاک، قابلیت تأمین آب، شرایط زهکشی و تاریخچه تنش وابسته است. در پروژههای مجاور ساختمانها و تأسیسات حساس، ارزیابی و پایش این تغییرشکلها اهمیت ویژهای دارد.
- اثر جریان آب زیرزمینی
جریان آب زیرزمینی میتواند با انتقال گرما، سرعت انجماد را کاهش دهد و باعث ایجاد تفاوت دمایی در بخشهای مختلف توده شود. شناخت گرادیان هیدرولیکی و شرایط جریان پیش از طراحی و کنترل نقاط با انجماد ناکافی در طول اجرا، از الزامات مهم این روش است.
- ضرورت پایش و کنترل کیفیت
عملکرد سامانه به کیفیت نصب لولهها، صحت عملکرد تجهیزات و تفسیر درست دادههای پایش وابسته است. دمای ثبتشده در یک نقطه نمیتواند بهتنهایی ایمنی کل توده منجمد را اثبات کند؛ بنابراین، معیارهای پذیرش باید بر اساس مجموعهای از اطلاعات حرارتی، ژئوتکنیکی و هیدرولیکی تعیین شوند.
مقایسه AGF با روشهای جایگزین پایدارسازی زمین
انجماد مصنوعی یکی از چندین روش موجود برای پایدارسازی زمین و کنترل آب زیرزمینی است. روشهایی مانند تزریق دوغاب، جت گروتینگ و اجرای دیوارههای آببند نیز میتوانند، بسته به شرایط پروژه، گزینههای مناسبی باشند.
| روش | مزیت اصلی | محدودیت یا ملاحظه | شرایط قابل بررسی |
| انجماد مصنوعی (AGF) | افزایش موقت مقاومت و محدودکردن جریان آب | مصرف انرژی، زمان انجماد و مدیریت ذوب | حفاری موقت در زمین سست و آبدار |
| تزریق دوغاب | کاهش نفوذپذیری یا بهبود خواص خاک | وابستگی به قابلیت تزریق و کنترل پخش دوغاب | خاکهایی که تزریق در آنها امکانپذیر است |
جت گروتینگ | ایجاد تودههای بهسازیشده با هندسه مشخص | نیاز به تجهیزات تخصصی و کنترل کیفیت | بهسازی موضعی یا ایجاد عناصر آببند |
| دیواره آببند | ایجاد مانع فیزیکی برای محدودکردن جریان آب | محدودیت دسترسی، عمق و شرایط اجرایی | پروژههایی با امکان اجرای مانع فیزیکی |
این مقایسه کیفی است و به معنای برتری قطعی یک روش بر سایر روشها نیست. انتخاب نهایی باید بر اساس نوع خاک، شرایط آب زیرزمینی، هندسه حفاری، محدودیتهای اجرایی، حساسیت سازههای مجاور و هزینه کل پروژه انجام شود. در برخی شرایط، ترکیب چند روش میتواند عملکرد مناسبتری فراهم کند.
جمعبندی و معیارهای انتخاب
انجماد مصنوعی خاک، روشی تخصصی در مهندسی ژئوتکنیک است که با منجمدکردن آب منفذی، مقاومت و سختی زمین را افزایش میدهد و جریان آب از محدوده منجمدشده را محدود میکند. این فناوری میتواند در تونلها، ایستگاههای مترو، شفتها و سایر فضاهای زیرزمینی واقع در زمینهای سست و آبدار کاربرد داشته باشد.
بااینحال، موفقیت AGF به طراحی هماهنگ حرارتی، ژئوتکنیکی و هیدروژئولوژیکی وابسته است. پیوستگی توده منجمد، اثر جریان آب زیرزمینی، زمان موردنیاز برای رسیدن به شرایط طراحی، مصرف انرژی و تغییرشکلهای احتمالی در مراحل انجماد و ذوب باید بهطور همزمان بررسی شوند.
پیش از انتخاب این روش، لازم است چند پرسش کلیدی پاسخ داده شوند:
- آیا شرایط زمین و سطح آب زیرزمینی، حفاری را با خطر جدی ورود آب یا ناپایداری مواجه میکند؟
- آیا زمان کافی برای تشکیل توده منجمد با ضخامت و پیوستگی موردنیاز وجود دارد؟
- آیا جریان آب زیرزمینی میتواند مانع انجماد یکنواخت شود؟
- آیا امکان نصب لولهها، تأمین سرمایش و پایش قابلاعتماد وجود دارد؟
- آیا تغییرشکلهای احتمالی ناشی از انجماد و ذوب برای سازههای مجاور قابلقبول و قابلکنترل هستند؟
- آیا هزینه کل اجرا و نگهداری سرمایش، در مقایسه با روشهای جایگزین، توجیهپذیر است؟
در نهایت، انجماد مصنوعی را باید راهکاری تخصصی و موقت دانست که در صورت تناسب با شرایط پروژه و اجرای مبتنی بر طراحی و پایش، میتواند ایمنی و امکانپذیری حفاریهای زیرزمینی را افزایش دهد.
منابع
- Mao, H., Huang, J., & Johnson, D. W. (2024). Artificial Ground Freezing for Underground Construction – A Brief Review of the Theory, Practice and Challenge. Frontiers in Built Environment. https://doi.org/10.3389/fbuil.2024.1453407
- Alzoubi, M. A., Xu, M., Hassani, F. P., Poncet, S., & Sasmito, A. P. (2020). Artificial Ground Freezing: A Review of Thermal and Hydraulic Aspects. Tunnelling and Underground Space Technology, 104, 103534. https://doi.org/10.1016/j.tust.2020.103534
- Andersland, O. B., & Ladanyi, B. (2004). Frozen Ground Engineering (2nd ed.). Wiley.
- Russo, G., Corbo, A., Cavuoto, F., & Autuori, S. (2015). Artificial Ground Freezing to Excavate a Tunnel in Sandy Soil: Measurements and Back Analysis. Tunnelling and Underground Space Technology, 50, 226–238. https://doi.org/10.1016/j.tust.2015.07.008
- Hu, J., Liu, Y., Li, Y., & Yao, K. (2018). Artificial Ground Freezing in Tunnelling Through Aquifer Soil Layers: A Case Study in Nanjing Metro Line 2. KSCE Journal of Civil Engineering, 22(10), 4136–4142. https://doi.org/10.1007/s12205-018-0049-z
En
Ar



دیدگاهتان را بنویسید