ایستاسازه
En Ar

خانه - خدمات ایستاسازه - پایدارسازی گود عمیق - مطالعه طول بهینه نیل در دیواره قائم مسلح شده با روش نیلینگ با استفاده از رویکرد تعادل حدی

پایدارسازی دیواره های حفاری شده در زمین های متشکل از سنگ یا خاک همواره جزء مباحث قابل توجه در زمینه مهندسی ژئوتکنیک می باشد.
مقاله حاضر، محدوده تغییرات طول نیل ها در یک سیستم نیلینگ برای تسلیح یک دیواره قائم بنا شده در خاک دانه ای را با در نظر گرفتن اثر پارامترهایی شامل وزن مخصوص خاک، زاویه اصطکاک داخلی و عمق سفره آب زیرزمینی و مشخصات سربارهای موجود در مجاورت گود شامل شدت تنش و فاصله افقی آن از لبه دیواره بر اساس روش تعادل حدی مورد ارزیابی قرار می دهد. بدین منظور، 12636 مرحله تحلیل مستقل با استفاده از برنامه رایانه ای SLOPE/W انجام شده است تا طول بهینه مورد نیاز برای نیل در شرایط بارگذاری استاتیکی حاصل شود. نتایج تحلیل های روش نیلینگ حاکی از آن است که حداکثر و حداقل طول بهینه نیل، با کاهش زاویه اصطکاک داخلی، مقاومت کششی مصالح نیل، فاصله سربار از لبه دیواره گود، زاویه نصب نیل ها و همچنین تعداد و قطر میلگردهای مورد استفاده در هر نیل به طور غیرخطی افزایش می یابد. در مقابل، افزایش مقدار پارامترهایی نظیر ارتفاع دیواره، عمق سفره آب زیرزمینی، وزن مخصوص خاک، فشار سربار، و فاصله قائم نیل ها هم از یکدیگر با نسبت حداکثر طول بهینه نرمالیزه شده یک رابطه مستقیم غیرخطی دارند. نوآوری این مقاله ارائه روابط تجربی به منظور تخمین مناسب مقادیر حداکثر و حداقل طول بهینه نیل است که می تواند برای پروژه های تسلیح خاک به کمک روش نیلینگ (میخکوبی) مفید واقع شود.


مقدمه


تحلیل پایداری شیب در اصطلاح، تعیین وضعیت یک توده خاک برای حفظ حالت تعادلی موجود خود تحت بارهای اعمالی است. روش های مرسوم تحلیل پایداری شیب های خاکی در سه گروه:


1. تحلیل تعادل حدی

2. تحلیل سینماتیک

3. شبیه سازی های ریزش سنگ

طبقه بندی می شوند.


بیشتر برنامه های رایانه ای تحلیل پایداری شیب بر اساس مفهوم تعادل حدی برای شبیه سازی های دو بعدی و سه بعدی ایجاد شده اند. فرض انجام تحلیل های دو بعدی برقراری شرایط کرنش مستوی برای شیب های سنگی و خاکی است. تحلیل پایداری شیب ها به کمک روش های موجود می تواند اطلاعات قابل توجهی را در جهت طراحی اولیه و ارزیابی خطرپذیری دیواره گود تأمین کند. روش نیلینگ یا در اصطلاح میخکوبی خاک، یکی از روش های مرسوم در مهندسی عمران است که می توان از آن به عنوان یک سازه نگهبان برای جلوگیری از ریزش های موضعی و انهدام کلی دیواره گودبرداری در خاک و پیشگیری از رانش خاک استفاده کرد. در روش نیلینگ یا میخکوبی، خاک جداره گود توسط اعضای کاملاً افقی یا مایل تسلیح می شود که در نتیجه آن، پایداری دیواره گودبرداری شده تأمین خواهد شد. در دهه های اخیر استفاده از روش نیلینگ بسیار مورد استفاده قرار گرفته و از جمله روش های مورد علاقه کارفرمایان است. از این رو، تاکنون بر روی جنبه های مختلف روش نیلینگ پژوهش های بسیاری انجام شده است. به عنوان نمونه، (2019) Tatsuoka et al با هدف بهسازی عملکرد پل های در حال بهره برداری و موجود، مسأله تسلیح خاکریز پشت پایه های پل با استفاده از روش نیلینگ را در مقیاس آزمایشگاهی مورد ارزیابی قرار داده اند.

آزمون آزمایشگاهی (2016) Rawat and Gupta برای مقایسه پاسخ شیب های مسلح و غیرمسلح شده با روش نیلینگ با وجود سربار در لبه دیواره گود ایجاد شده در خاک رس خشک صورت گرفته است.

(2010) Jin et al با انجام مطالعه میدانی و ابزارگذاری در پروژه تسلیح یک خاکریز به این نتیجه رسیده اند که روش نیلینگ (میخکوبی) برای پایدارسازی یک دیواره گود متشکل از خاک آلی نیز قابل اجرا است و ضریب اطمینان گود را در برابر واژگونی و لغزش تا حد بسیار زیادی افزایش می دهد. (2007) Cheng et al با محاسبه مقدار ضریب اطمینان به کمک رویکرد روش تعادل حدی به واکاوی وضعیت پایداری یک دیواره شیبدار حفاری شده در خاک رس پرداخته اند. (2016) Rabie با استفاده از روابط محاسبه ضریب اطمینان کلی دیواره در رویکرد تعادل حدی به بررسی عملکرد اجرایی دیواره های گود مسلح شده با روش میخکوبی در خاک ماسه شن دار پرداخته است. با این وجود، در هیچ یک از مطالعات صورت گرفته بر پایه رویکرد تعادل حدی به بررسی محدوده مورد نیاز برای طول نیل های نصب شده در دیواره گود پرداخته نشده است. از این رو، مطالعه حاضر بر یافتن مقادیر حداکثر و حداقل طول بهینه نیل متمرکز شده است.


روش تحقیق


از جمله متداول ترین روش ها برای تحلیل پایداری شیب های خاکی و سنگی می توان به رویکرد تعادل حدی یا در اصطلاح LEM اشاره نمود. روش تعادل حدی مفهومی است که به مطالعه وضعیت پایداری شیب ها و توده های خاکی و سنگی در آستانه گسیختگی می پردازد. نخستین ایده تعادل حدی توسط (1930) Lorimer برای تحلیل سطوح لغزش تشکیل شده پشت خاکریزها مطرح شده است. روش تعادل حدی به بررسی امکان لغزش در بخشی از یک خاک (محیط گسسته) و یک سنگ (محیط پیوسته) تحت اثر شتاب ثقل می پردازد. اساس کلیه روش های تعادل حدی محاسبه عوامل مقاوم در برابر حرکت توده لغزشی شامل لنگرها، نیروها و تنش های موجود و مقایسه آن ها با عوامل محرک ایجاد کننده لغزش است. در شیروانی ها در روش تعادل حدی نوع حرکت گوه گسیختگی به صورت دورانی یا انتقالی در نظر گرفته می شود. خروجی حاصل از انجام تحلیل های تعادل حدی، محاسبه ضریب اطمینان شیب در برابر گسیختگی است که بیانگر نسبت مقاومت برشی توده به تنش برشی اعمالی می باشد. به طور کلی، اگر مقدار ضریب اطمینان از یک کوچکتر باشد، شیروانی گسیخته خواهد شد. تحلیل مسأله با در نظر گرفتن فرضیات نظریه نوین (1965) Morgenstern-Price شامل عدم تشکیل صفحات برشی میان قطعات در حین لغزش گوه گسیختگی و امکان دوران قطعات به طور مجزا در حین انهدام دیواره انجام می شود. در این مقاله، از روش متداول Entry and Exit با مشخص نمودن نقاط ورودی و خروجی (یعنی نقاط ابتدا و انتهای) گوه گسیختگی در خاک استفاده شده است. همچنین، با توجه به موقعیت گودبرداری، جهت تشکیل گوه گسیختگی چپ به راست انتخاب شده است. برای تنظیم محدوده قابل قبول برای همگرایی مقادیر ضریب اطمینان، تعداد برش های هر سطح لغزش معادل 30، ضریب روا دارای ایمنی برابر 0/01 و حداقل عمق سطح لغزشی معادل 0/1 متر در نظر گرفته می شوند. ( 2007 Geoslope).


مشخصات خاک


زمین منطقه متشکل از مخلوط با لای و خاک ماس های تمیز خوب دانه بندی شده در نظر گرفته می شود که بر اساس منابع ژئوتکنیکی (FHWA, 2015; Das and Sobhan, 2014; Manjeet, 2018) برای اجرای روش نیلینگ (میخکوبی) مناسب می باشد. در پژوهش حاضر، ویژگی های طرح به نحوی انتخاب شده اند تا کلیه خصوصیات دیواره های خاکی در مطالعات پیشین (Tatsuoka et al., 2012; Rabie, 2016; Azzam and Basha, 2017) را پوشش دهند و امکان مقایسه و صحت سنجی نتایج وجود داشته باشد. بدین منظور و بر همین اساس، از مدل رفتاری مور کولمب برای بررسی رفتار خاک استفاده می شود. برای وزن مخصوص خاک، سه مقدار 17، 18 و 19 کیلونیوتن بر مترمکعب در نظر گرفته می شود. از آنجایی که خاک پژوهش از نوع دانه ای است، مقدار چسبندگی آن بر اساس معیار کولمب معادل صفر خواهد بود. با این وجود، به منظور جلوگیری از بروز خطای نرم افزاری در زمان تحلیل، به پیشنهاد راهنمای نرم افزار (2007, Geoslope) مقدار چسبندگی برای خاک به جای صفر، معادل 0/10 کیلوپاسکال در نظر گرفته می شود. به علاوه، برای زاویه اصطکاک داخلی خاک از سه مقدار 34، 36 و 38 درجه استفاده می شود.


مشخصات سربار


برای فشار سربار متناظر با ساختمان های مجاور گود دو حالت در نظر گرفته می شود:


1. حالت وجود سربار.

2. حالت عدم وجود سربار.

در حالت عدم وجود سربار، حالت وجود سربار فرض می گردد که در مدت زمان گودبرداری و اجرای سیستم مسلح کننده، در اطراف محل گود بارگذاری حاصل از سربارهای خارجی مانند بار ناشی از وزن ساختمان های مجاور و عملکرد ماشین آلات وجود ندارد. (2016, Gupta and Rawat; 1968, Engineers of C) به عنوان نمونه، در اجرای گودبرداری در مناطق صحرایی، غیرمسکونی یا کنار سواحل دریا مدلسازی بدون سربار انجام می شود. حالت وجود سربار با فرض قرارگیری دیواره در فواصل افقی صفر، سه متر و شش متر از عامل ایجاد کننده سربار نظیر یک مجتمع مسکونی متداول شهری صورت می پذیرد. فشار سربارها نیز بر اساس تنش های مرسوم حاصل از سازه های شهری معادل 30 کیلوپاسکال و 60 کیلوپاسکال (Tatsuoka et al., 2012; Rabie, 2016; Azzam and Basha, 2017) در نظر گرفته می شود. شکل 1، نمونه تحلیل های انجام شده برای دو حالت طراحی را نمایش می دهد.

شکل 1. مراحل مدلسازی و تحلیل در مطالعه طول بهینه نیل در روش نیلینگ
شکل 1. مراحل مدلسازی و تحلیل

یافته ها


خروجی های حاصل از تحلیل ها را در دو دسته جداگانه می توان به شرح ذیل مورد بررسی قرار داد.

1. ارتباط حداکثر طول نیل با متغیرهای مسأله

2. ارتباط حداقل طول نیل با متغیرهای مسأله


1. ارتباط حداکثر طول نیل با پارامترهای مسأله:


نمونه تغییرات حداکثر طول نیل بر حسب ارتفاع دیواره گود به ازای متغیرهای گوناگون از جمله تراز آب زیرزمینی و شدت سربار اعمالی در شکل های 2 تا 4 ارائه شده است. در این نمودارها نسبت حداکثر طول نیل بهینه به ارتفاع دیواره گود مورد بررسی قرار گرفته است.

شکل 2. تأثیر عمق قرارگیری آب زیرزمینی بر محدوده تغییرات نسبت حداكثر طول نیل به ارتفاع دیواره گود به ازای سر ثابت
شکل 2. تأثیر عمق قرارگیری آب زیرزمینی بر محدوده تغییرات نسبت حداكثر طول نیل به ارتفاع دیواره گود به ازای سر ثابت

شکل 2. تأثیر عمق قرارگیری آب زیرزمینی بر محدوده تغییرات نسبت حداكثر طول نیل به ارتفاع دیواره گود به ازای سر ثابت
شکل3. تأثیر مقدار سربار بر محدوده تغییرات نسبت حداكثر طول نیل به ارتفاع دیواره گود در خاک خشک
شکل 4. تأثیر مقدار سربار بر محدوده تغییرات نسبت حداكثر طول نیل
شکل 4. تأثیر مقدار سربار بر محدوده تغییرات نسبت حداكثر طول نیل به ارتفاع دیواره گود به ازای عمق ثابت آب زیرزمینی

بررسی نمودارهای ارائه شده در شکل های 2 تا 4 نشان می دهد که اولاً به طور کلی با افزایش ارتفاع دیواره گود، حداکثر طول نیل مورد نیاز برای نصب در بالاترین تراز دیواره بزرگتر می شود. این مسأله را می توان به افزایش محدوده تنش آزاد زیر سطح زمین به دلیل افزایش عمق حفاری نسبت داد. با این وجود، تنها استثنا برای این نتیجه گیری مربوط به نمودار تغییرات Lmax/H بر حسب H در شکل 3 برای حالت بدون حضور آب در پشت خاکریز و بدون وجود سربار است که ابتدا در محدوده ارتفاع 5 متری تا  10 متری روندی نزولی را طی می کند و سپس افزایش می یابد. علت احتمالی این امر را می توان به بروز پدیده قوس زدگی در خاک دانه ای نسبت داد که در اثر تشکیل گوه گسیختگی، حرکت نسبی ذرات در فضای خاک خشک و تنش های برشی بسیج شده ایجاد می شود و باعث افزایش مقاومت برشی خاک ایستای پیرامونی در پشت خاکریز می گردد. در نتیجه، به نیل هایی با طول کمتر برای نصب در بالاترین تراز دیواره گود ایجاد شده در خاک خشک نیاز است. با برازش منحنی های گوناگون از بین داده های تحلیل به کمک چندین مرحله سعی و خطا با استفاده از نرم افزار Microsoft Excel متناسب ترین رابطه تجربی برای تخمین نسبت حداکثر طول بهینه نیل به ارتفاع دیواره با میانگین ضریب همبستگی (R2) معادل 0/9906 بر حسب پارامترهای محیط به صورت رابطه (1) استخراج گردیده است:    


 

شکل 1:     

فرمول تجربی طول بهینه نیل در روش نیلینگ با استفاده از رویکرد تعادل حدی

در رابطه تجربی (1)، عبارت Lmax(opt)/H حداکثر طول بهینه نرمالیزه شده برای بالاترین نیل نصب شده در دیواره گود، db  قطر هر میلگرد بر حسب میلیمتر، N تعداد میلگردهای مورد استفاده در هر نیل است و φ زاویه اصطکاک داخلی خاک بر حسب درجه، γ وزن مخصوص خاک بر حسب کیلونیوتن بر مترمکعب، θ قدر مطلق زاویه نصب نیل نسبت به راستای زیر خط افق بر حسب درجه، fY حد تسلیم یا همان مقاومت کششی مصالح تشکیل دهنده میلگردهای نیل بر حسب مگاپاسکال، vS فاصله قائم نیل ها از یکدیگر بر حسب متر،  q شدت سربار بر حسب کیلوپاسکال، H ارتفاع دیواره گود بر حسب متر، d فاصله افقی سربار تا لبه دیواره بر حسب متر و zw عمق آب زیرزمینی بر حسب متر است.

رابطه (1) نشان می دهد حداکثر طول بهینه نیل، با کاهش زاویه اصطکاک داخلی، مقاومت کششی مصالح نیل، فاصله سربار از لبه دیواره گود، زاویه نصب نیل ها و همچنین تعداد و قطر میلگردهای مورد استفاده در هر نیل به طور غیرخطی افزایش می یابد.

از طرف دیگر، افزایش مقدار مشخصه هایی نظیر ارتفاع دیواره، عمق قرارگیری آب زیرزمینی، وزن مخصوص خاک، فشار سربار و فاصله قائم نیل ها از یکدیگر با نسبت حداکثر طول بهینه نرمالیزه شده یک رابطه مستقیم غیرخطی دارند. مجدداً یادآوری می گردد تاکنون روابط تجربی یا نظری برای محاسبه دقیق حداکثر طول بهینه نیل ها بر حسب پارامترهای خاک، ارتفاع گود و ویژگی های سربار در هیچ یک از مطالعات قبلی گزارش نشده است و رابطه (1) یکی از نوآوری های مقاله حاضر است.


2. ارتباط حداقل طول نیل با پارامترهای مسأله:


نمودار تغییرات حداقل طول نیل با ارتفاع دیواره گود بر حسب متغیرهای گوناگون از جمله تراز آب زیرزمینی و شدت سربار اعمالی در شکل های 5 تا 9 ارائه شده است.

شکل 5. تأثیر عمق قرارگیری آب زیرزمینی بر محدوده تغییرات
شکل 5. تأثیر عمق قرارگیری آب زیرزمینی بر محدوده تغییرات نسبت حداقل طول نیل به ارتفاع دیواره گود به ازای سربار ثابت
شکل .6 تأثیر مقدار سربار بر محدوده تغییرات نسبت حداقل طول نیل به ارتفاع دیواره گود در خاک خشک
شکل .6 تأثیر مقدار سربار بر محدوده تغییرات نسبت حداقل طول نیل به ارتفاع دیواره گود در خاک خشک
شکل 7. تأثیر مقدار سربار بر محدوده تغییرات
شکل 7. تأثیر مقدار سربار بر محدوده تغییرات نسبت حداقل طول نیل به ارتفاع دیواره گود به ازای عمق ثابت آب زیرزمینی
شکل 8. تأثیر عمق آب زیرزمینی بر محدوده تغییرات
شکل 8. تأثیر عمق آب زیرزمینی بر محدوده تغییرات نسبت حداقل طول نیل به ارتفاع دیواره گود به ازای مقدار سربار ثابت

شکل 9. تأثیر فاصله سربار از لبه گود بر محدوده تغییرات
شکل 9. تأثیر فاصله سربار از لبه گود بر محدوده تغییرات نسبت حداقل طول نیل به ارتفاع دیواره گود به ازای دو مقدار شدت سربار

با ارزیابی نمودارهای نمایش داده شده در شکل های 5 تا 9 می توان نتیجه گرفت که اولاً به طور کلی با افزایش ارتفاع دیواره گود، مقدار حداقل طول نیل مورد نیاز برای نصب در پایین ترین تراز دیواره بزرگتر می شود. این امر را نیز می توان به افزایش محدوده تنش آزاد زیر سطح زمین به دلیل افزایش عمق برداشت خاک نسبت داد. با این وجود، در برخی از حالات، نمودار به ازای ارتفاع بزرگتر از 10 متر روند نزولی پیدا می کند که علت احتمالی این موضوع را نیز می توان به وقوع قوس زدگی در خاک دانه ای نسبت داد که با تشکیل گوه گسیختگی و حرکت نسبی ذرات در محیط خاک، تنش های برشی بسیج می شوند و منجر به افزایش مقاومت برشی خاک ایستای بخش های پیرامون واقع در پشت خاکریز می گردند. از این رو، استفاده از نیل هایی با طول کمتر برای نصب در پایین ترین تراز دیواره گود کافی است. بررسی خروجی های تحلیل همچنین نشان دهنده آن است که حداقل طول بهینه Lmin(opt) در حدود 30 الی 40 درصد حداکثرطول بهینه نیل می باشد. بنابراین، می توان نسبت حداقل طول بهینه نیل به ارتفاع دیواره گود را از رابطه (2) تخمین زد:


رابطه (2)

فرمول تجربی 2 طول بهینه نیل در روش نیلینگ با استفاده از رویکرد تعادل حدی

کلیه پارامترهای موجود در رابطه تجربی (1)، پیشتر بیان شده اند.

کاربرد اجرایی روابط تجربی ارائه شده در مقاله حاضر آن است که می توان ابتدا با استفاده از روابط (1) و (2) طول نیل در بالاترین و پایین ترین تراز دیواره را محاسبه کرد. سپس با در نظر گرفتن یک توزیع خطی، طول نیل های دیگر را برای نصب در طول دیواره گود بر حسب عمق و فاصله قائم نیل ها از یکدیگر تعیین نمود.


صحت سنجی نتایج به دست آمده در مطالعه طول بهینه نیل در روش نیلینگ


به منظور اعتبارسنجی نتایج به دست آمده از انجام تحلیل های شبه استاتیکی و استاتیکی صورت گرفته بر مبنای روش تعادل حدی برای بررسی تأثیر سیستم نیلینگ بر روی پایداری دیواره های گود در شرایط مختلف، مقایسه تعدادی از خروجی ها با نتایج گزارش شده در سایر مطالعات پیشین امری ضروری است. از این رو، جدول های 1 و 2، مقایسه ای میان داده های پیش بینی شده با روابط تجربی این مقاله با اطلاعات موجود در پژوهش های قبل را بر اساس پارامترهای مختلف مسأله شامل ارتفاع دیواره، مشخصات سربار و ویژگی های سیستم نیلینگ یا میخکوبی ارائه می کند.

جدول 1. مقایسه مقدار حداقل طول نیل موجود در مطالعه طول بهینه نیل در روش نیلینگ با استفاده از رویکرد تعادل حدی
جدول 1. مقایسه مقدار حداكثر طول نیل موجود در بعضی از پژوهش ها با مقدار تخمین زده شده با رابطه تجربی (1)

جدول 2. مقایسه مقدار حداقل طول نیل موجود در مطالعه طول بهینه نیل در روش نیلینگ با استفاده از رویکرد تعادل حدی
جدول 2. مقایسه مقدار حداقل طول نیل موجود در بعضی از پژوهش ها با مقدار تخمین زده شده با رابطه تجربی (2)

مقایسه داده ها و محدوده کوچک خطای نسبی به دست آمده برای هر یک از پارامترهای تخمین زده شده مطابق جدول های 1 و 2 نشان می دهد که نتایج تحلیل پایداری دیواره گود انجام شده در پژوهش حاضر با مشاهدات ارائه شده در سایر مطالعات پیشین تطابق مناسبی دارد. بنابراین می توان از نتایج و روابط تجربی نوین این مقاله برای تحلیل و طراحی انواع دیواره های گود پایدار شده با روش نیلینگ در شرایط وجود یا عدم وجود سربار در لبه دیواره گود، حضور یا عدم حضور آب زیرزمینی در پشت خاکریز بهره گرفت.


بحث و نتیجه گیری


با بررسی محدوده مقادیر مربوط به طول مورد نیاز برای میخ های نصب شده در دیواره های خاکی قائم و سپس برازش منحنی های مختلف از میان خروجی های تحلیل، دو رابطه تجربی برای تخمین اندازه حداکثر و حداقل طول بهینه میخ به دست آمد. بر اساس محاسبات صورت گرفته بر پایه رویکرد تعادل حدی و به کمک نرم افزار SLOPE/W می توان به نتایج کلیدی این مقاله اشاره نمود:

1. طول بهینه نیل، با فاصله سربار از لبه دیواره گود، کاهش زاویه اصطکاک داخلی، مقاومت کششی مصالح نیل، زاویه نصب نیل ها و همچنین تعداد و قطر میلگردهای مورد استفاده در هر نیل به طور غیرخطی افزایش پیدا می کند.

2. هرگونه افزایش در مقدار پارامترهایی نظیر عمق آب زیرزمینی، شدت سربار، ارتفاع دیواره گود، فاصله قائم نیل ها از یکدیگر و وزن مخصوص خاک سبب افزایش طول بهینه نیل خواهد شد.

3. روابط تجربی پیشنهادی در این مقاله از توانایی خوبی در باز تولید مقدار طول نیل های مورد نیاز جهت نصب در پایین ترین و بالاترین تراز دیواره گود مطابق موارد ارائه شده در مطالعات پیشین برخوردار هستند.

باید توجه شود که روابط تجربی موجود در این مقاله، فقط در محدوده مقادیر در نظر گرفته شده در تحلیل ها و داده های گزارش شده در مطالعات مشابه پیشین دارای اعتبار می باشند. بنابراین، نمی توان کاربرد آنها را بدون انجام آزمون های آزمایشگاهی و میدانی و نیز مطالعات تحلیلی و عددی، برای همه مسائل پایدارسازی دیواره های گود به کمک روش نیلینگ تعمیم داد.


مرجع:

محمد اعرابی، راحله ناصریان، علی احمدی” مطالعه طول بهینه نیل در دیواره قائم مسلح شده با روش نیلینگ (میخکوبی) با استفاده از رویکرد تعادل حدی ” اولین کنفرانس ملی عمران، معماری و فناوری اطلاعات در زندگی شهری – 1399 مشهد مقدس.


در زمینه پایدارسازی گود بیشتر مطالعه کنید : 

در زمینه بهسازی خاک بیشتر مطالعه کنید :

در زمینه مطالعات ژئوتکنیک بیشتر مطالعه کنید :

در زمینه طراحی و مشاوره ژئوتکنیک بیشتر مطالعه کنید : 

در زمینه تخریب و خاکبرداری بیشتر مطالعه کنید : 

در زمینه ابنیه و ساختمان بیشتر مطالعه کنید : 

سایر مقاله ها

انتقال حرارت در خاک های غیر اشباع (Heat Transfer in Unsaturated Soil)

انتقال و جریان حرارت در خاک ها با سه ساز و [...]


بیشتر بخوانید

پی های حلقه ای، صندوقه ای و پوسته ای (ring, shell & caisson foundation)

با توجه به اهمیت زیاد شالوده در پایداری سازه ها، [...]


بیشتر بخوانید

آزمایش سه محوری سیکلی (Cyclic triaxial test)

آزمایش سه محوری سیکلی از جمله آزمایش های متداول و [...]


بیشتر بخوانید

خاک های واگرا و آزمایش های واگرایی خاک (Dispersive Soil)

به خاک هایی که در معرض آب های کم نمک، [...]


بیشتر بخوانید